كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
673
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
دانست كه ميرزا ابو القاسم بابر به جانب سيستان عزيمت نمود ، امير ابراهيم ايد كوتيمور را به طرف ماوراء النهر فرستاد و او را در اندخود گرفته پيش ميرزا عبد اللطيف بردند و مدتى در حبس او گرفتار بود و امير هندوكه دوال جدال بر طبل اقبال كوفته شيوهء بغى و طغيان و طريق خلاف و عصيان پيش گرفت و چون ابر و باد به طرف استراباد روان شد . ميرزا ابو القاسم بابر با فوجى از سپاه ظفر پناه با شليغ امير شيخعلى بهادر و امير سلطان ابو سعيد داروغه را تعيين فرمود و فرمود كه : بيت سر دشمنان زير سنگ آورند * جهان بر بدانديش تنگ آورند و لشكر فيروزى اثر در ولايت خبوشان به او رسيدند و آتش محاربه و قتال التهاب و اشتعال يافت و شرار كارزار از مركز خاك بر ذروهء افلاك تافت . چشمهء نوربخش آفتاب از غبار معركه تيره شد و چشمهاى كواكب ثواقب از گرد سپاه سياه و خيره گشت . بيت ستاره سنان بود و خورشيد تيغ * زآهن زمين بود و از گرد ميغ گشاينده شمشير بند زره * چو باد از سر زلف خوبان گره امير هندوكه بسى معركهها و جنگها ديده بود و آيين شجاعت و دلاورى ورزيده چون شير خشمناك بغريد و صفها برهم دريد و سپاه مخالف را چون گرد شكافت و از دلاوران ايشان هركه را يافت
--> مىشوند . در خريطهء كلان هولدك جملهء اين مواضع را ( - غير قادس كه به جنوب غربى قلعهء نو به فاصلهء دو كروه مسافت واقع مىباشد آثار هرات ص 25 ) نشان داده است . نيز ر ك به ليسترينج ص 412 .